دوستی به اسم "رحمانی" در رابطه با پست"دشمن از نگاه کارل اشمیت"در کامنتی که –لطف نمودند-فرستادند،مطالبی را عنوان فرمودند که به بنده نیز ضمن تشکر از ایشان در جواب دوست عزیز مان نکاتی را معروض میدارم. اول کامنت جناب رحمانی:
۵_ آيا راه اندازي دهها راديو ، تلويزيون و ... فارسي زبان که همه بر عليه حکومت ايران فرياد مي زنند و حتي يک کلمه تعريف و تمجيد از حاکمان نمي نمايند و دم از حمايت از مردم و کوبيدن حکومت مي نمايند دشمني نيست ؟
6 _ آيا تلاش دولتهاي وهابي سعودي از سياستهاي ضد شيعي براي مقابله با حکومت شيعي دشمني نيست ؟
7 _ آيا تمام تلاش دولت اسرائيل براي مقابله با دولت ايران دشمني نيست ؟
8 _ آيا تلاش براي منزوي ساختن ايران در هر زمينه اي حتي تلاشي که دولت براي قرارداد راه آهن تهران مشهد با آلمان داشت و لابي صهيونيسم باعث برهم زدن آن شد دشمني نيست ؟
9 _ آيا تلاش صهيونيسم براي مقابله با ايران وقتي که در صحنه جهاني با هزاران تلاش ديپلماتيک سعي مي شود روابطي با کوچکترين کشور برگزار شود و همه دستهاي آنها رو مي شود و علناً هم اعلام مي کنند براي منزوي ساختن حکومت ايران تلاش مي کنند دشمني نيست ؟
10 - وقتي رئيس جمهور ما مي خواهد به برزيل برود و صهيونيستها آن را به هم زنند و وقتي مقام مشهوري از جهان سياست ، فرهنگ ، هنر ، علم و ... قصد سفري به ايران دارد و يا قصد شرکت در کنگره اي در ايران دارد و ... صهيونيست ها رسماً به او اخطار مي دهند و بر او فشار مي آورند تا از کار خود پشيمان شود ، دشمني نيست ؟
11 _ و ووووو ....
من نمي دانم دشمني از نگاه شما چيست و شايد شما براي همه اين مسائل نيز پاسخي داشته باشي ولي همه اينها اگر فرضاً با من و تو دشمن نباشند با آقاي خامنه اي که اعلام دشمني مي کنند ( حداقل ) پس آيا آقاي خامنه اي نبايد مکرر از دشمن سخن به ميان بياورد ! آيا نبايد به او اين حق را بدهيم ، براستي اگر سيايتمداران حکومت ايران حرف از دشمني نزنند در اين جهان فعلي چه حاکماني بايد نسبت به دشمن و دشمن داشتن هشدار دهند !!!
قدري تامل و بعد به سراغ کلمات نظريه پردازان برويم و واقعيت را فداي چيز ديگري نکنيم .
با تشکر
درپاسخ مورد5-آیا رادیو و تلویزیون ایران خودمان،تمامی مواضع فکری احزاب شناخته شده مثل سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکت و اعتماد ملی و ...اطلاع رسانی می کند؟آیا صدا و سیما بطور مطلق در اختیار یک نوع تفکر خاص در جامعه مان نیست؟آیا می شود از این دو پرسش نتیجه گرفت که صدا و سیما علیه قشر وسیعی از جامعه-بقول خودش حداقل13000000 نفر-اطلاع رسانی می کند؟و...
در پاسخ مورد6-من مثل شما مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستم و اتفاقن عاشق علی ع و حسین ع هستم.اما آیا نام بردن از طلحه و زبیر با بی احترامی نسبت به آنها، که دوشخصیت فوق العاده محترم در نزد اهل تسنن می باشند از زبان شخص دوم مملکت _فعلن احمدی نژاد-بصورت مکرر در صدا و سیمای ایران ،عکس العمل سعودی ها را به شکل مبارزه با شیعه ایجاد نمی کند؟آیا میدانید که رئیس شیعیان عربستان -دقت بفرمایید نه رئیس اهل تسنن- ایران را بزرگترین مشکل اینروزهای مذهب شیعه نامید؟و ...
در پاسخ مورد 7- 8- 9- 10 : آيا تمام تلاش دولت ایران براي مقابله با اسرائیل دشمني نيست ؟و آیا عنوان کردن بحث هولوکاست از طرف شخص دوم مملکت _فعلن احمدی نژاد- شما را بخدا، چه خیری برای فلسطین و بعد برای مردم ایران خودمان داشت؟
در ضمن ،ایران ما – روزگاری نه چندان دور- رئیس جمهوری داشتیم که به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کردند و هرگز نه مورد تحقیر قرار گرفت و نه باعث سرافکندگی ملت ایران شد.
در پاسخ مورد وووو... :
دشمن از نگاه من ، همان دشمن از نگاه کارل اشمیت هست.بخصوص آنجا که میگوید: "در کل دشمن با نام کلی " دشمن " در هر جامعه ای شکل و رنگی متفاوت به خود می گیرد اما در واقع فقط بیانگر یک چیزست: " دست از انتقاد و مخالفت با حکومت بردارید چون دشمن خواستار اختلافات داخلی ست تا بتواند به ما حمله کند و استقلال و امنیت و آرامش ما را ازمان بگیرد. بنابراین ما باید هوشیارانه با هم متحد باشیم ( مردم خود را با حکومت هماهنگ و متحد کنند ) تا بتوانیم بر دشمن پیروز شویم. پس از آن خود را اصلاح خواهیم کرد. " در نتیجه حکومت ها عجالتاً مخالفان و منتقدان و معترضین را با نام" مزدوران دشمن " به زندان می اندازد."
در پایان از شما دوست عزیز سوالی دارم:چرا اینهمه همه ی دنیا با ما دشمنی میورزند؟چرا کشورهای دنیا احترامی که برای صهیونیست ها قائل هستند برای ما نیستند؟ و هزاران چرا های دیگر...
در آواز خونين گرگ و ميش
ديگرگونه مردی آنک،
که خاک را سبز می خواست
و عشق را شايسته ی زيباترين زنان –که اينش
به نظر
هديتی نه چنان کم بها بود
که خاک و سنگ را بشايد.
چه مردی! چه مردی!
که می گفت
قلب را شايسته تر آن
که به هفت شمشير عشق
در خون نشيند
و گلو را بايسته تر آن
که زيباترين نام ها
بگويد.
و شير آهنکوه مردی از اين گونه عاشق
ميدان خونين سرنوشت
با پاشنه آشيل
در نوشت. –
روئينه تنی
که راز مرگش
اندوه عشق و
غم تنهائی بود.
آه، اسفنديار مغموم ! -»
تو را آن به که چشم
«! فرو پوشيده باشی
آيا نه - »
يکی نه
بسنده بود
که سرنوشت مرا بسازد؟
من
تنها فرياد زدم
نه!
من از
فرو رفتن
تن زدم
صدائی بودم من
- شکلی ميان اشکال-
و معنائی يافتم.
من بودم
و شدم
نه زان گونه که غنچه ئی
گلی
يا ريشه ئی
که جوانه ئی
يا يکی دانه
که جنگلی –
راست بدان گونه
که عامی مردی
شهيدی؛
تا آسمان بر او نماز برد.
من بينوا بندگکی سر به راه
نبودم
و راه بهشت مينوی من
بزرو و طوع و خاکساری
نبود:
مرا ديگر گونه خدائی می بايست
شايسته ی آفرينه ئی
که نواله ی ناگزير را
گردن
کج نمی کند.
و خدائی
ديگرگونه
.« آفريدم
دريغا شير آهنکوه مرد!
که تو بودی،
و کوهوار
پيش از آن که به خاک افتی
نستوه و استوار
مرده بودی.
اما نه خدا و نه شيطان –
سرنوشت تو را
بتی رقم زد
که ديگران
می پرستيدند
بتی که
ديگرانش
می پرستيدند. زنده یاد احمد شاملو
دشمن بهترین و مهم ترین واژه ایست که سیاست مداران و دولت مردان یک کشور توسط آن مردم معترض و منتقدشان را ساکت می کنند. در واقع وجود دشمن واقعی یا فرضی بزرگترین موهبت برای سیاست مداران است.
ترساندن مردم از وجود دشمنی نامرئی که همه جا حضور دارد و منتظر کوچکترین فرصت برای حمله است محدود به حکومت های دیکتاتوری و غیر مردمی نمی شود بلکه حکومت های سرمایه دار پیشرفته ای مثل آمریکا، انگلیس، کانادا و ... هم مدام مردمشان را از وجود دشمن می ترسانند. البته نوع دشمن نسبت به شرایط موجود و جو حاکم بر جامعه های مختلف متفاوت است و هر حکومتی بر اساس احتیاج خودش و جو حاکم بر جامعه اش از نوعی خاص از دشمن صحبت می کند. کشورهای سرمایه داری ( امپریالیست ) در حال حاضر از تروریست های مسلمان حرف می زنند. کشورهای کمونیستی همچنان از امپریالیسم جهانی می گویند. حکومت های مذهبی متحجر از سلطه کفار می گویند. بعضی از کشورها از سرکار آمدن نازیسم و فاشیسم هشدار می دهند. بعضی از سرکار آمدن کمونیسم و بعضی از سرکار آمدن سکولاریسم.
در کل دشمن با نام کلی " دشمن " در هر جامعه ای شکل و رنگی متفاوت به خود می گیرد اما در واقع فقط بیانگر یک چیزست: " دست از انتقاد و مخالفت با حکومت بردارید چون دشمن خواستار اختلافات داخلی ست تا بتواند به ما حمله کند و استقلال و امنیت و آرامش ما را ازمان بگیرد. بنابراین ما باید هوشیارانه با هم متحد باشیم ( مردم خود را با حکومت هماهنگ و متحد کنند ) تا بتوانیم بر دشمن پیروز شویم. پس از آن خود را اصلاح خواهیم کرد. " در نتیجه حکومت ها عجالتاً مخالفان و منتقدان و معترضین را با نام" مزدوران دشمن " به زندان می اندازد.
از دید یک سیاست مدار دشمن دوست داشتنی همیشه باید ضعیف و زنده بماند تا علاوه بر اینکه به واقع خطری برای حکوت محسوب نشود، با نام آن بتوان حکومت کرد.
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود
.هراس من
– باری – همه از مردن در سرزمينی استکه مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد.
جستن
يافتن
و آنگاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن خويش
با روئی پی افکندن ...
اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيش تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم
. زنده یاد شاملودختران دشت
!دختران انتظار
!دختران اميد تنگ
در دشت بی کران
و آرزوهای بيکران
در خلق های تنگ
دختران آلاچيق نو
در آلاچيق هائی که صد سال
!-از زره جامه تان اگر بشکوفيد
باد ديوانه
يال بلند اسب تمنا را
آشفته کرد خواهد
...دختران رود گل آلود
!دختران هزار ستون شعله، به طاق بلند دود
!دختران عشق های دور
روز سکوت و کار
شب های خستگی
!دختران روز
بی خستگی دويدن،
شب
سرشکستگی
!در باغ راز و، خلوت مرد کدام عشق
–در رقص راهبانه شکرانه ی کدام
آتش زدای کام
بازوان فواره ئی تان را
خواهيد برافراشت؟
افسوس!
موها، نگاه ها
به عبث
عطر لغات شاعر را
تاريک می کنند
.دختران رفت و آمد
در دشت مه زده
!دختران شرم
شبنم
افتادگی
رمه
!-از زخم قلب آبائی
در سينه کدام شما خون چکيده است؟
پستان تان، کدام شما
گل داده در بهار بلوغش؟
لب های تان، کدام شما
لب های تان، کدام،
بگوئيد
!-در کام او شکفته، نهان، عطر بوسه ئی؟
-شب های تار نم نم باران
– که نيست کار-اکنون کدام يک ز شما
بيدار می مانيد
در بستر خشونت نوميدی
در بستر فشرده دلتنگی
در بستر تفکر پر درد رازتان
تا ياد آن
– که خشم و جسارت بود-بدرخشاند
تا ديرگاه، شعله آتش را
در چشم بازتان؟
زنده یاد احمد شاملو
"من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف نظر دارم که طبیعی است ولی مردم نباید دچار توهم باشند . البته بین ایشان و آقای رئیس جمهور اختلاف نظر هست ،هم در مسائل خارجی و مسال داخلی و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیک تر است."
۲-احمدی نژاد و دارودسته اش یقین محض دارند که انتخابات به سالم ترین شکل ممکن برگزار شده است.
۳-موسوی و هوادارنش یقین محض دارند که در انتخابات تخلف صورت گرفته و به هیچ عنوان نتیجه ی انتخابات وحتی بازشماری صندوق ها را قبول ندارند.
۴-چند روزی هست که در تهران و بعضی نقاط دیگر کشور شاهد برپایی اعتراض آرام هوادارن موسوی هستیم که این راهپیمایی ها در صدر اخبار رسانه های دنیا قرار گرفته است.
خلاصه و اصل کلام:اگر جناب احمدی نژاد در صحت انتخابات یقین دارند با توجه به اختلاف فاحش !!! رأی او با موسوی-نزدیک ۱۲ میلیون - پیشنهاد بدهند تا دوباره انتخابات برگزار شود.او که نباید از چیزی بترسد چون مطمئن است برنده ی انتخابات خودش خواهد بود.هزینه ی برگزاری انتخابات مجدد هم به درک...
۱-انتخابات سالم برگزار شده است!!!!!
۲-احمدی نژاد۱۲ میلیون رأی از موسوی بیشتر آورده است!!!!!!
۳-احمدی نژاد از تمامی نامزدهای دیگر در محل تولدشان بیشتر رأی آورده است!!!!!
۴-اما این یکیو دیگه خیلی خیلی باورم شد .اول خواستم بنویسم دو ضربدر دو میشود ده.بعد با خودم گفتم همون شعار خودشون بهتره:می شود ، پس می توانیم.خلاصه یعنی اینکه :میتونن...بله میتونن.
گفتم :فردا عصر بریم استخر؟
گفت:نه،فوتباله.
گفتم:کدوم بازی؟
گفت:بازی با امارات.
بعد مثل کسی که کوهی از غم رو دلش سنگینی کرده باشه گفت:دیدی خدا خواست و فوتبالو بردیم یه کم از زیر این فشارای روحی این چن وقت دربیایم و دلمون خوش بشه.
گفتم: حق با شماست،باشه فوتبالو ببینیم.
گفتم:فکر میکنی احمدی نژاد فردا بیاد استادیوم؟
گفت:آره میاد ،اما خدا کنه که نیاد .
گفتم :نمیاد.شک نکن نمیاد.فردا زمین ورزشگاه سبزه.آدماش سبز میشن
