تبليغاتX
mehdi karroubi
سرخوشان همینطوری

امشب- پنجشنبه شب- از کسی که خودش فرهنگی و مورد اعتماد است شنیدم که می گفت:به تمامی مدارس بخشنامه فرستادند که باید سادات یک شال سبز بر گردن خود قرار دهند.گفتم چند درصدمطمئن هستی ؟گفت 99 درصد.متأسفانه فردا جمعه هست و امکان دیدن این نامه و یا بخشنامه را ندارم.شاید هم گفته باشند برای روز عید غدیر باید از شال گردن سبز استفاده کنند.

فرض را بر آن بگذاریم که خبر درست باشد:شما را به همان حضرت عباس این یکی دیگر چه صیغه ای هست؟شال سبز بر گردن بنهند تا چه شود؟چه مشکلی از مردم را حل خواهد؟می خواهند یک عده انسان را از عده ی دیگر جدا کنند تا چه شود؟مگر دیگران که سید نیستند به همین خدا و پیامبر ص و امامان اعتقاد ندارند؟مگر آنها هم مثل دیگران نماز نمی خوانند و روزه نمی گیرند؟پس چرا باید به این شکل میان مردم جدایی انداخت؟چرا می خواهیم با شال سبز برای گروهی از مردم  - مثلا – امتیازی در نزد عوام ایجاد کنیم؟

تا شنبه که یقین حاصل کنم فعلا یا علی

نوشته شده در 86/09/30ساعت 2:57 توسط مکال| |

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو
دل باز ده ، آغاز مکن قصه‌ی نو
افشاند هزار دل ز هر حلقه‌ی زلف
گفتا که دلت بجوی و بردار و برو

نوشته شده در 86/09/29ساعت 1:49 توسط مکال| |

نوشته شده در 86/09/27ساعت 1:13 توسط مکال| |

فقط خدا میدونه و دوستانی که تو کوی دانشگاه با هم بودیم که چه گلوها در دفاع از خاتمی پاره کردیم.آخه لامصب – ببخشید نمیدونم از چه اصطلاحی استفاده کنم – خیلی خوب حرف می زد.یه جورایی صحبت می کرد که فکر میکردی اگه رییس جمهور بشه تمام بدبختیهای آدم و عالم تموم میشه.انتخابات شد و خاتمی بیش از بیست میلیون رأی آورد.آخ که ما چه عشقی می کردیم از این بیست میلیون رأی.

دوباره مجلس ششم شروع کرد به کار.همه هم – تقریبا – اصلاح طلب.با خودمون گفتیم این خاتمی و این مجلس ایران را بهشت می کنن.خلاصه مدتی گذشت و دیدیم نه ! این خبرا نیست.خاتمی هی عوض شد، هی عوض شد.سخنرانی های خاتمی دیگه به دل نمی نشست.تا جاییکه کار به اعتراض و بدو بیراه گفتن به خاتمی کشید.بله ، خاتمی برای ما تموم شده بود و من هنوز که هنوزه در حسرت او بیست میلیون رأی هستم – البته دو تا بیست میلیون –

دوباره انتخابات شد و احمدی نژاد اومد.اینم تو ایام تبلیغات چه چیزای قشنگی می گفت:مافیای نفتُ داغون می کنم ... پول نفتُ میارم رو سفره هاتون ...من یه معلمی بیش نیستم ...با خودمون گفتیم اینکه رأی نمیاره اما خداییش حرفای خوب خوب میزنه.ییهو دیدیم احمدی نژاد شد رییس جمهور اونم با 17 میلیون رأی.

بازم یه مدت گذشت و نه از داغون شدن مافیای نفت خبری شد و نه از وجود نفت روی سفره های مردم. تازه قیمت ها هم یه جورایی داره پدر مردم رو در میاره – قیمت همه چی-این بحث روابط خارجی و تحریم ها هم به کنار -.اینروزا اونقد داره سخت میگذره که هر روز حساب میکنم تا اتمام ریاست جمهوری احمدی نژاد چند روز مونده.

حالا کارمون به جایی رسیده که دوباره باید متوسل بشیم به جناب خاتمی.

و من وقتی شاهکارهای دولت نهم! و سفرهای خاتمی رو می بینم با خودم میگم :

یعنی بازم باید به خاتمی رأی بدیم؟!!

نوشته شده در 86/09/26ساعت 1:41 توسط مکال| |

چرا رییس جمهور هر وقت در مورد تورم بحث می کند "گوجه فرنگی"را مثال می زند؟

چرا معاون وزیر نفت اصرار دارد که با دلیل و منطق ثابت کند که "نفت 90 دلاری"از"نفت 30 دلاری" ارزان تر است؟

چرا فقط و فقط در ایام عید نوروز برای خانواده پسته می خریم و در دیگر ماهها ی سال از پسته خبری در خانه ی ما نیست؟

چرا قیمت "موز" - که در کشور تولید نمی شود – برابر است با قیمت سایر میوه ها – از جمله پرتقال ،سیب،انار و ... – که در داخل تولید می شوند؟

چرا در سالهای نه چندان دور شطرنج و ویدیو و ...حرام و استفاده از آنها جرم بود اما حالا جرم نیست؟

چرا استفاده از ماهواره در شهرهای بزرگ مثل تهران ،مشهد ،اصفهان و ...اشکالی ندارد اما در شهرهای کوچک جرم می باشد؟

چرا من در تمام عمرم – 36 سال – هنوز که هنوز است با چشم خود ندیده ام که کسی تریاک بکشد یا از مشروبات الکلی استفاده کند اما دانش آموزانم – که به راستگویی شان شک ندارم -  می گویند که دیده اند ؟

چرا از زمانی که معلم شده ام تا کنون حتی برای یکبار حقوق ماهانه ام تا روز بیستم ماه کفاف خرج خانواده ام را نداده است و ده روز آخر ماه را باید با قرض کردن بگذرانیم؟

چرا با وجود سهمیه بندی بنزین قیمت خودروهای بنزینی افزایش یافته است؟

و سوال آخر:چرا این دوره ریاست جمهوری اینقدر طولانی شد؟

نوشته شده در 86/09/23ساعت 2:19 توسط مکال| |
نوشته شده در 86/09/21ساعت 23:18 توسط مکال| |

بنام خدا 

می خواهیم خیلی ساده حساب کنیم که یک جوان در ایران، بعد از چه مدت می تواند مالک یک خانه شود.قبل از آن، چند فرض را هم در نظر می گیریم:

1)فرض می کنیم که طرف سال آخر دانشگاه در مقطع کارشناسی می باشد.

2)فرض می کنیم بعد از دوسال خدمت مقدس سربازی!در اداره یا شرکتی استخدام شد!!!.

3)فرض می کنیم درآمد و یا حقوق ماهانه ی او 300هزار تومان در ماه می باشد.

الف – اگر بخواهد خودش خانه ای بسازد:

اگر بخواهد زمینی بخرد که در حاشیه شهر باشد-حالا هرشهری- که شهرداری اجازه ساخت به او بدهد دست کم باید 25 میلیون تومن داشته باشد.باز فرض می کنیم که برای ساختن خانه لااقل 25 میلیون تومن باید هزینه کند – در حدی که قابل سکونت باشد-جمع این دو می شود 50 میلیون.فرض دیگر اینکه نرخ تورم در ایران صفر می باشد!!!!.اگر بخواهیم حساب کنیم که این فرد بعد از چند ماه می تواند صاحب

خانه ای شود باید 50میلیون را بر 300هزار تقسیم کرد که می شود 167 ماه.یعنی بعد از 167 ماه می تواند خانه ای برای خود داشته باشد-بعبارتی می شود 13 سال و9 ماه.

ب –  اگربخواهد آپارتمانی بخرد:

باز هم باید دست کم 50 میلیون تومن داشته باشد که با محاسبات قبلی می شود همان 13 سال و 9 ماه

نتیجه با شما خواننده عزیز می باشد.خودم که نمیدونم چه بنویسم.

نوشته شده در 86/09/20ساعت 18:20 توسط مکال| |