علامه بزرگوار آيت الله حاج شيخ نعمت الله صالحى نجف آبادى در روز اول تيرماه ۱۳۰۲ خورشيدى در شهر نجف آباد پا به عرصه وجود گذاشت.پدر گرانقدر وى، مرحوم حسينعلى صالحى فرزند حاج صالح، از كشاورزان زحمتكش، متدين و عميقاً پايبند به اصول و اعتقادات دينى و علاقه مند به مسجد و روحانيت بود. اگرچه سواد خواندن و نوشتن نداشت ولى آشنا به خطوط قرآنى و ادعيه بود. منزلى كه نعمت الله در آن به دنيا آمد محل رفت و آمد همگان و به تعبيرى قبله حاجات مردم بود. پدر او بزرگ فاميل و خيرخواه و كارگشاى همه و در حل مشكلات مردم از هيچ كوششى فروگذار نمى كرد.مادر حاج شيخ نعمت الله، خورشيد خانم، بسيار متدين و از خانواده اى مذهبى بود كه علاوه بر امور خانه دارى و تربيت فرزند، در منزل به كار كرباس بافى نيز مى پرداخت تا كمكى به معيشت خانواده بنمايد، به ويژه اين كه هزينه تحصيل نعمت الله را نيز از همين درآمد مى پرداخت .
تنها مناسبتی که مرا وادار به آن نمود تا دوستان را با این شخصیت فوق العاده در روشنفکری دینی آشنا نمایم ایام محرم و یادآوری مبارزه بی نظیر امام حسین ع می باشد.متن زیر از روزنامه شرق در تاریخ ششم تیر ۸۵ ازحمیدرضا ابک می باشد: در ميان اهالى فرهنگ رسم است كه با درگذشت هر عالمى، به ذكر ويژگى هاى شخصيتى و توانايى هاى علمى او بپردازند و به مصداق اذكروا موتاكم بالخير، بر اشتباهاتش چشم بپوشند و لغزش هاى احتمالى اش را به ديده اغماض بنگرند. اساساً تعبير «بزرگداشت» در سرزمين ما نيز با چنين تعريفى شناخته شده است. كمتر ديده ايم كه كسى در مراسم بزرگداشت درگذشته اى به انتقاد از او بپردازد و بر سر اهميت و جايگاهش چون و چرا كند.
اما صالحى نجف آبادى، خود سردمدار مقابله و مبارزه با تعارفات بود و از اين روست كه نوشتن درباره او، آن هم در حوالى چهلمين روز رحلتش اندكى تعارض آميز مى نمايد.
مدافعان انديشه هاى صالحى نجف آبادى معتقدند، اقتضائات زمانه و بى خبرى مردمان باعث شد تا «پروژه» صالحى مغفول بماند و از اين روست كه در همين چهل روزى كه از مرگش گذشته است، به حد توان كوشيده اند تا بر اين نكته صحه بگذارند و تاكيد كنند كه بى رهرو ماندن راه صالحى، بيش از هر چيز به عقيم ماندن بخشى از تاريخ انديشه منجر مى شود. اما به راستى پروژه صالحى نجف آبادى چه بود؟ آيا مى توان به تعبير دقيق كلمه فعاليت هاى او را در قالب كلمه پروژه تعريف كرد كه فى حد ذاته ناظر به هدفى است كه قرار است در آينده متحقق شود؟
بسيار گفته اند كه پروژه صالحى «عقل گرايى» بود. اگر شجاعت و راسخ بودن صالحى را به حساب ويژگى هاى شخصيتى او بگذاريم عقل گرايى مهمترين ويژگى معرفتى اين عالم دينى است. اما به راستى عقل گرايى در منظومه فكرى صالحى چه معنايى دارد؟ گمان مى كنم پاسخ به اين پرسش است كه مى تواند راهگشاى انديشيدن درباره پرسش اول باشد و حدود و ثغور پروژه صالحى را آشكار كند.بقیه را درادامه مطلب بخوانید:
ادامه مطلب

آغاز ماه محرم،بهترین فرصتی است که راجع به یکی از تأثیر گذارترین نوشته ها در مورد امام حسین (ع) و مؤلف آن بپردازیم.کتاب شهید جاوید که توسط آيت الله صالحي نجف آبادي در سال 1349 انتشار یافت" اولينگام را در نوانديشي ديني و دگرانديشي اعتقادي در حوزههاي علميه" را رقم زد.عمده شهرت آيت الله صالحي نجف آبادي مربوط به چاپ كتاب "شهيد جاويد" است. اين كتاب درباره علل ، ماهيت و نتايج قيام امام حسين(عليه السلام) است. مهمترين نظريه اين كتاب اين است: امام به جهت تشكيل حكومت قيام كردند و چون در اين راه شكست خوردند، به شهادت رسيدند. ايشان در اين كتاب هرگونه علم امام به سرنوشت خويش را نفي كرده اند.در حالي كه اكثر علماي شيعه به اين معتقدند كه هدف امام(ع) از قيام شهادت بوده و شهادت آن حضرت محبوب و مطلوب
خداوند بوده است. به عبارت ديگر امام مأمور بود عليه يزيد قيام كند و ابطال حكومت او را اعلام نمايدو امتناع خود را از اين بيعت شوم، علنىو آشكار سازد.به عبارت ديگر امام از شهادت خود در كربلا آگاه بود و هدفش تأسيس حكومت اسلامى نبود و مىدانست كه پيروزى نظامى به دست نمىآيد.انتشار اين كتاب در زمان خودش(سال 1349) موجب اختلافات بسياري شد. تا جايي كه يكي از علماي مشهور شهر قم در اعتراض به چاپ اين كتاب مي خواست كه كفن پوش در قم راهپيمايي كند. در حالي كه روحانيوني نظير آيت الله منتظري و آيت الله مشكيني از اين كتاب حمايت مي كردند. كار به جايي رسيد كه ساواك براي تشديد اختلافات بين روحانيون به صورت مخفي اقدام به تجديد چاپ اين كتاب در تيراژ بالا كرد. در رد اين كتاب حداقل 13 كتاب و مقاله هاي بسيار نوشته شد و روحانيون بزرگي مانند علامه طباطبايي، آيت الله گلپايگاني، آيت الله صافي گلپايگاني و شهيد مطهري و حتي روشنفكراني مانند دكتر شريعتي به مخالفت با اين كتاب برخاستند. اما اين پايان كار نبود، بعد از انقلاب وقتي مهدي هاشمي به جرم قتل شمس آبادي دستگير شد، علت قتل را مخالفت شمس آبادي با كتاب شهيد جاويد ذكر كرد. و همين اتفاق سرمنشا كنار گذاشته شدن ماجراهايي شد كه به خروج آيت الله منتظري از حكومت منجر شد.
1- دو سال تمام از درس و تحصیلاتش فاصله می گیرد و شانس ادامه تحصیل او کمتر می شود.
2- دو سال دیرتر می تواند از آنچه در دانشگاه آموخته است استفاده ی مؤثر نماید.
3- دو سالی را که مشغول خدمت سربازی می باشد هیچ سابقه ی کاری برایش منظور نخواهد شدو مهمتر آنکه هیچ تجربه ی مرتبط با تحصیلاتش را کسب نخواهد کرد.
4- بعد از دو سال خدمت سربازی باید در آزمون های استخدامی شرکت کند و به یقین از شانس قبولی کمتری – با توجه به فاصله گرفتن از درس- برخوردار خواهد بود.
اما به فرض اگر کسی بتواند به هر عنوانی از معجزه ی امریه استفاده نماید و مشغول به انجام کاری در ارتباط با تحصیلاتش بشود همه ی معایبی که برشمردیم تبدیل به محاسن خواهند شد.در پایان امیدواریم مسؤلین امر در حل این مشکل چاره ای بیندیشند.
پینوشت:مطلب فوق را برای مهندس مکانیکی نوشتم که همین امشب و هم اکنون پاسبخش می باشد و ...تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


کتاب درسی اقتصاد سال دوم فنی و حرفه ای صفحه ی 10
اگر یکی از دانش آموزان این سؤالات را از من پرسید چه جوابی بدهم؟
سؤال1) این جامعه ی مصرفی غیر اسلامی یعنی کدام جوامع؟
سؤال2)چرا جوامع غیر اسلامی ، افزایش مصرف و رفاه زیادو تجملات را هدف خود می دانند؟
سؤال3)آیا جامعه ی ما- که اسلامی هستیم – سطح فرهنگی مان ارتقا یافته است؟
سؤال4)چرا کشور اسلامی ما هم هدفش را افزایش مصرف و رفاه زیادو تجملات قرار نمی دهد تا مثل آنها مشکل تورم و مسکن و بیکاری نداشته باشیم؟
حرف آخر :بیچاره من و دانش آموزانم که باید این مطالب را در کتاب های درسی بخوانیم.
این سؤال مدتی است که ذهنم را مشغول کرده است.حدود چهار ماهی است که مرتب هر شب و روز به سایت بالاترین سرکی می زنم و لینکها و حتی نظرات آنها را می خوانم.تقریبا اکثر لینکهایی که به بالاترین ارسال می شوند در دفاع از تفکرات چپ – یا همان دوم خردادی و یا اصلاح طلبان – می باشد.بعبارت دیگر نوشته هایی که در بالاترین عنوان می شوند در رد گرایشات راست – مثلا عملکرد و گفتار دولت نهم و اصولگراها – هستند.با خود فکر کردم که چرا چنین است؟یکی از دلایلی که کاربران از اینترنت استفاده می کنند کسب اخباری هست که در صدا و سیما منعکس نمی شود.و معمولا تا کنون چنین بوده است که هر آنچه مربوط به دولت نهم و وابستگان فکری آنها در صدا و سیما مطرح شده، در دفاع از سیاست های آنان بوده است.چیزی که در زمان هشت سال ریاست جمهوری خاتمی کمتر دیده بودیم.بنابراین کسانی که خود را طرفدار جناح – مثلا – راست می دانند همیشه به اخباری که از طریق تلویزیون پخش می شود اعتقاد کامل داشته و خود را نیازمند به اینترنت – که از سانسور کمتری برخوردار است – نمی بینند.و عکس این مطلب برای طرفداران گرایشات چپ نیز صادق است.
از طرفی یکی دیگر از منابع اطلاع رسانی روزنامه ها می باشند که هرگز اطلاع رسانی آنها نمی تواند به شفافیت اینترنت برسد.چرا که از سانسور بسیار بالایی برخوردار می باشند.
با خود گفتم شاید به این خاطر کاربران جناح راستی و طرفدار حاکمیت در اینترنت کم هستند که لینک های آنان با رأی منفی کاربران بالاترین هرگز نمی توانند به صفحات اول بیایند.اما در بیشتر موارد دیدیم که همان بالاترینی های چپ، خودشان اخبار مربوط به اصول گرایان را به سایت لینک می دهند و این فرض نیز غلط است.شما چه فکر می کنید؟
«من او را به جای همه برمی گزينم
و او می داند که من راست ميگويم
او همه را به جای من برميگزيند
و من ميدانم که همه دروغ می گويند
چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن!
چشمانم را اشك پر كرده است ...»
شعر از اخوان

