سگي پاي صحرانشيني گزيد
به خشمي که زهرش ز دندان چکيد
شب از درد بيچاره خوابش نبرد
به خيل اندرش دختري بود خورد
پدر را جفا کرد و تندي نمود
که آخر تو را نيز دندان نبود؟
پس از گريه مرد پراگنده روز
بخنديد کاي مامک دلفروز
مرا گر چه هم سلطنت بود بيش
دريغ آمدم کام و دندان خويش
محالست اگر تيغ بر سر خورم
که دندان به پاي سگ اندربرم
توان کرد با ناکسان بدرگي
وليکن نبايد ز مردم سگي.
اي سلامم ، اي سرودم
اي نگهبان وجودم
اي غمم تو، شادي ام تو
مايه آزادي ام تو ... اي وطن!
اي دليل زنده بودن
اي سرودي صادقانه
اي دليل زنده ماندن
جانپناهي جاودانه ... اي وطن!
همچو رويش در بهاران
همچو جان در هر بدن
مثل بوي عطر گلها
مثل سبزي چمن ... اي وطن!
مثل راز شعر حافظ
مثل آواز قناري
همچو ياد خوشترين ها
همچو باران بهاري ... اي وطن!
مثل غم در مرگ مادر
مثل كوهٍ غُصه هايي
مثل سربازان عاشق
قهرمان قصه هايي ... اي وطن!
همچو آواز بلندي
از بلنديهاي پاك
باغروري، با گذشتي
با وفايي همچو خاك ... اي وطن!
اي وطن!....ای وطن!
نمایندگان در بدو ورود به مجلس طبق اصل 67 قانون اساسی به شرح زیر سوگند یاد می کنند :
"من در برابر قران مجید،به خدای قادر متعال سوگند یاد می کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می نمايم كه پاسدار حريم اسلام و نگاهبان دستاوردهاي انقلاب اسلامي ملت ايران و مباني جمهوري اسلامي باشم، وديعه اي را كه ملت به ما سپرده به عنوا ن اميني عادل پاسداري كنم و در انجام وظايف وكالت، امانت و تقوي را رعايت نمايم و همواره به استقلال و اعتلاي كشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پايبند باشم، از قانون اساسي دفاع كنم و در گفته ها و نوشته ها و اظهارنظرها، استقلال كشور و آزادي مردم و تامين مصالح آنها را مد نظر داشته باشم."
پینوشت ۱:خدایا هر کس از نمایندگان به این سوگند پایبند و وفادار است عاقبت به خیرش کن و هر کس هم وفادار نیست و سوگندش را زیر پا می گذارد .....(بقیه ش با خوانندگان عزیز)
دیگر دوم خرداد چنگی به دل نمی زند.اصلا یادمان رفته بود که دوم خردادی هم هست.همیشه به دوستان می گفتم حاصل هشت سال ریاست جمهوری خاتمی شده است احمدی نژاد و دیگر هیچ...(بقول مهران مدیری) . سال 76 در انتخابات ریاست جمهوری دوستی داشتیم که همیشه مخالف بحث های ما بود.ما می گفتیم بین بد –مثلا خاتمی- و بدتر – مثلا ناطق – باید بد را انتخاب نمود و او می گفت: اشکال شما در همین است که فکر می کنید ناطق با خاتمی تفاوت دارد.این دو سر و ته یه کرباسن،تفاوتی با هم ندارن.و ما مجاب نمی شدیم.برای خاتمی گلو پاره کردیم و رأی دادیم و در نهایت عشق کردیم به اینکه با بیش از بیست میلیون رأی بر مسند کرسی ریاست جمهوری نشست.فکر میکردیم خاتمی تمام بدبختیهای مملکت را چاره خواهد کرد . اما اشتباه فکر میکردیم .دور دوم ریاست جمهوری خاتمی هم آمد .هرگز فراموش نمی کنم صحبت های سال های آخر ریاست جمهوری خاتمی را که از لحاظ محتوایی با صحبت های سال های اولش تفاوت فاحشی داشت.فهمیدیم که خاتمی سرابی بیش نیست.
حالا هم سه سال از ریاست جمهوری احمدی نژاد میگذرد .سه سال که نه! انگار سی سال است که احمدی نژاد رییس جمهور است و من نمیدانم این دوره ی چهار ساله در کدام قرن تمام می شود.سه سال است که از مدیریت...! احمدی نژاد می گذرد و گرانی و تورم و بیکاری و اعتیاد و فساد اخلاقی آنچنان بیداد می کند که همه می بینیم.
یک سال دیگر دوباره انتخابات ریاست جمهوری است.آنگونه که از شواهد معلوم است گویا دوباره خاتمی اسب خود را زین نموده است( البته اگر کروبی فرصت اسب دوانی به او بدهد) .
اما هزار سال ذیگر طول می کشد تا این یکسال احمدی نژاد تمام شود.به امید روزی که بتوانیم از میان بهترین ها کسی را انتخاب کنیم.


